{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یعنی لیام نمیدونه چیکار کنه با این هری بس که رو مخه.

یعنی لیام نمیدونه چیکار کنه با این هری بس که رو مخه.
دیدگاه ها (۱)

صبحتون رنگین و زیبا.

زین دستشو بلند کرده میگه من دیگه میخوام برم از گروه .فکر میک...

زین و یکی از فناش

چقدر سخته که دائما بخوای با دیگران مقایسه بشی.

بچها یه توضیح کامل راجب اول رمان رمان بدم اینکه دشمنای لیام...

یکی این حرف رو بزنه مخه منم میزنه

آدم نمیدونه بخنده یا گریه کنه این بانوی مازنی واقعیتاین روزه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط