نگاهش حکایتی داشت که چشمهایش آسمانی شد

دیدگاه ها (۲)

لقــــمہ نان خشڪے برداشتندو جانــــــشان را گذاشتند !#بـےادّ...

برای اینکه #خدا لطفش و رحمتش و آمرزشش شامل حال ما بشه باید #...

ﺩﯾﺮ ﮔﺎﻫﯽ ﺍﺳﺖﮐﻪ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﺍﻡ ﺍﺯ ﺧﻮﯾﺶ ﺑﻪ ﺩﻭﺭﺷﺎﯾﺪ ﺍﯾﻦ ﻋﯿﺪﺑﻪ ﺩﯾﺪﺍﺭ ...

وقتی #تنور دلت #گرم باشد #نان مهربانیش را می‌خوری هرچه دلت گ...

هر که نگاهش کرد تسلیم دو چشمش شدچشمان زیبای خودش اوج قشنگی ه...

یک جوان تو دل برویی بود،آدم لذت می برد نگاهش کند.من واقعا عا...

الماس من پارت ۲۷ویلیام سریع گوشی را از دستش ،گرفت چشمهایش با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط