{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آرام رنگ می بازیم

.
آرام رنگ می بازیم ،
با هــم ،
بــدون هم و تبدیل می شویم به تفاله ای ،
که روزی سبز و زیبا دست می تکاندیم در باد
و ماه برایمان ستاره می کوبید به دیوار
و حالا رنگ می بازیم ،
با هــم ، بــدون هم
و تبدیل می شویم به تاریکی !
و باز زمستان بود که معرفت داشت و تو نداشتی ،
حتی برای یک روز !
.
دیدگاه ها (۱)

. تو همانی که دلم لک زده لبخندش را او که هرگز نتوان یافت هما...

دلم تنگه برات......

ﻭﻗﺘﯽ ﺩﯾﺪﯼ ﯾﮑﯽ ﻣﺜﻞ ﻧﻮﮎ ﭘﺮﮔﺎﺭ ﻫﻤﻪ ﺟﻮﺭﻩ ﭘﺎﺕ ﺛﺎﺑﺖ ﻭﺍﯾﺴﺎﺩﻩ ،ﻫﺮﻃﻮﺭ...

تو بگو طلاس …وقتی از چشم افتاد قاطی آشغالاس…

_وداع

وای من نمیدانستم آن چشم ها برای چه کسی است؟ نمی توانستم تصور...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط