متن رو بخونید میخواستم باتو پیر بشم

متن رو بخونید ....میخواستم باتو پیر بشم
لباس های رنگی ام را بپوشم و منتظر دختر و پسرمان باشیم
منتظر نوه هایمان!
من زیر لب برای سالم رسیدنشان ذکر میگفتم
و تو زیر لب قربان صدقه ی من میرفتی!
میگفتم آقا من دیگر پیر و زشت شدم 
قربان صدقه برای چیه؟!
تومیگفتی خانم جان هنوز هم مثل روز اول زیبایی
اصلا من حالا که فکر میکنم میبینم با موهای سفید زیباتری
کاش از روز اول موهایت را سفید میکردی
باهم میخندیدیم
گرمِ بازی با نوه هایمان میشدی و از خاطراتمان برایشان میگفتی
من هم به پسرمون که به عروسم کمک میکرد نگاه میکردم
و میگفتم یادبگیر آقا از وقتی پیر شدی دیگر این کارها یادت رفته و تو میگفتی ولی تو بااینکه پیر شدی هنوز هم غر زدناتو یادته
و بانوه هایمان میخندیدی!
با خندیدن هایت درد کمرم یادم میرفت
و احساس خوشبختی میکردم
حیف!
میخواستم باتو پیر بشم
ولی باید محکم باشم و یادم برود
کسی که باهاش پیر میشم تو نیستی
دیدگاه ها (۳)

یک کلام ختم کلام

💔 یکلام ختم کلام🌷

اخمات 😶

قابل توجه اونایی ک کل کل زیاد میکنن بابا زندگی خیلی شیرینه ک...

P7🍯یک ماه بعد//writer: در خونه باز شد و جیمین با چشمای که به...

فکر کنم پارت ۴ آینده و گذشته

رمان ملکه یخی و شاهزاده سوار بر اسب سفید پارت 30آرمیلااز قضا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط