{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باز باران

باز باران
دانه دانه ، حیدرانه
بی صدا و مخفیانه

آه از غسل شبانه
زینبانه
لرزه افتاده به شانه
پشت تابوتی روانه

باز باران
دیدگاه ها (۱)

#من_غدیری_ام

این ناز بانو دختر منه ....

رمان مافیایی

#معلم_مافیا_من #پارت 12ـ اه الان ببین کجایی (لحن سرد)+اخ٪ جی...

my exp.47ا.ت هنوز به اون کلمه روی آینه خیره بود که درِ استود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط