{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نگارا، وقت آن آمد که یکدم ز آن من باشی

نگارا، وقت آن آمد که یکدم ز آن من باشی
دلم بی‌تو به جان آمد، بیا، تا جان من باشی

دلم آنگاه خوش گردد که تو دلدار من باشی
مرا جان آن زمان باشد که تو جانان من باشی

به غم زان شاد می‌گردم که تو غم خوار من گردی
از آن با درد می‌سازم که تو درمان من باشی

منم دایم تو را خواهان، تو و خواهان خود دایم
مرا آن بخت کی باشد که تو خواهان من باشی؟

اگر تو آن من باشی، ازین و آن نیندیشم
ز کفر آخر چرا ترسم، چو تو ایمان من باشی؟

#عراقی
دیدگاه ها (۲۰)

#نگارا، وقت آن آمد که یکدم ز آن من باشیدلم بی‌ #تو به جان آم...

Attar#050622

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿بیا، که بی‌رخ زیبات دل به جان آمدبیا،...

بسم رب المهدی(عج) می ترسم از آن لحظه که عمرم به سر آید مهتا...

دلم تا عشقباز آمد در او جز غم نمی‌بینمدلی بی‌غم کجا جویم که ...

چو نمازِ شامِ هر کس بنهد چراغ و خوانیمنم و خیال یاری غم و نو...

کنار تو فهمیدم عشق فقط یک حس نیست یک آرامش عمیقه...

سی و شش درصد چشمان تو جنسش عسل است.شراب وغزل

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

آیا این تصویر، شمایل واقعی امام رضا علیه‌السلام است؟روایتی ع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط