نکته برای اجرا
نکته برای اجرا:
هر کدام از این متنها را در یک استوری قرار دهید. برای خوانایی بهتر، میتوانید هر پاراگراف را به چند خط کوتاهتر تقسیم کرده و از فونت ساده و خوانا روی پسزمینهی ساده (مثلاً مشکی با متن سفید) استفاده کنید. افزودن یک آیکون مرتبط (مثل 💔 برای استوری ۱، 🧩 برای استوری ۲، ⚠️ برای استوری ۳ و 🧭 برای استوری ۴) میتواند مؤثر باشد.
برایتان ۱۰ استوریِ تند و تیز و بدون روتوش را مینویسم. برای قلبِ دردِ مردم.
________
استوری یک: طعمِ وعده
میگویند دولتِ «تدبیر» و «امید» بود. اما تدبیرشان، بیکاریِ جوانم را بیشتر کرد و امیدشان، سبدِ مادرم را خالیتر. مردم را با کلماتِ قشنگ، مستاصل کردند. آخرش، فقط طعمِ پوچیِ وعده روی زبانمان ماند.
استوری دو: بازیِ خطرناک
یک بازیِ خطرناک را شروع کردند: «مردم در یک سو، رهبری در سوی دیگر». هر اشتباهِ خودشان را به پایِ «او» نوشتند. میخواستند ما را از پدر جدا کنند. نقشهشان را فهمیدیم. ملت، هوشیارتر از این حرفهاست.
استوری سه: هدفِ اصلی
عملکردِ بعضی دولتها، فقط بدبین کردنِ مردم به «اصلِ انقلاب اسلامی» بود. دستاوردهای چهل ساله را خاکپاش میکردند و شکستهای مدیریتِ خودشان را با نامِ انقلاب جا میزدند. خیال کردند میتوانند ریشههای درختِ تنومند ما را بِزَنند.
استوری چهار: آمارِ دروغ
برایمان از «رشد اقتصادی» گفتند، ولی رشد، فقط در آمارِ دروغشان بود. برایمان از «صلح» گفتند، ولی صلح، فقط در کاخهای ساکتِ آنها بود. مردم، در جنگِ روزمره برای نان و کرایه و درمان، تنها ماندند.
استوری پنج: شکافِ عمدی
به جای پل بودن، دیوار کشیدند. به جای وصل کردن، قطع کردند. مشکلاتِ اقتصادی و اجتماعی را حل نکردند، اما هنرشان در دامن زدن به شکاف بین «بالا» و «پایین» بود. آیا این، خیانت نبود؟
✍️به قلم: بهرام محمدی
صفحه دفع جهل با نور الهی | تولید محتوای مذهبی رایگان @Dispellingignorance
هر کدام از این متنها را در یک استوری قرار دهید. برای خوانایی بهتر، میتوانید هر پاراگراف را به چند خط کوتاهتر تقسیم کرده و از فونت ساده و خوانا روی پسزمینهی ساده (مثلاً مشکی با متن سفید) استفاده کنید. افزودن یک آیکون مرتبط (مثل 💔 برای استوری ۱، 🧩 برای استوری ۲، ⚠️ برای استوری ۳ و 🧭 برای استوری ۴) میتواند مؤثر باشد.
برایتان ۱۰ استوریِ تند و تیز و بدون روتوش را مینویسم. برای قلبِ دردِ مردم.
________
استوری یک: طعمِ وعده
میگویند دولتِ «تدبیر» و «امید» بود. اما تدبیرشان، بیکاریِ جوانم را بیشتر کرد و امیدشان، سبدِ مادرم را خالیتر. مردم را با کلماتِ قشنگ، مستاصل کردند. آخرش، فقط طعمِ پوچیِ وعده روی زبانمان ماند.
استوری دو: بازیِ خطرناک
یک بازیِ خطرناک را شروع کردند: «مردم در یک سو، رهبری در سوی دیگر». هر اشتباهِ خودشان را به پایِ «او» نوشتند. میخواستند ما را از پدر جدا کنند. نقشهشان را فهمیدیم. ملت، هوشیارتر از این حرفهاست.
استوری سه: هدفِ اصلی
عملکردِ بعضی دولتها، فقط بدبین کردنِ مردم به «اصلِ انقلاب اسلامی» بود. دستاوردهای چهل ساله را خاکپاش میکردند و شکستهای مدیریتِ خودشان را با نامِ انقلاب جا میزدند. خیال کردند میتوانند ریشههای درختِ تنومند ما را بِزَنند.
استوری چهار: آمارِ دروغ
برایمان از «رشد اقتصادی» گفتند، ولی رشد، فقط در آمارِ دروغشان بود. برایمان از «صلح» گفتند، ولی صلح، فقط در کاخهای ساکتِ آنها بود. مردم، در جنگِ روزمره برای نان و کرایه و درمان، تنها ماندند.
استوری پنج: شکافِ عمدی
به جای پل بودن، دیوار کشیدند. به جای وصل کردن، قطع کردند. مشکلاتِ اقتصادی و اجتماعی را حل نکردند، اما هنرشان در دامن زدن به شکاف بین «بالا» و «پایین» بود. آیا این، خیانت نبود؟
✍️به قلم: بهرام محمدی
صفحه دفع جهل با نور الهی | تولید محتوای مذهبی رایگان @Dispellingignorance
- ۸۴۰
- ۰۲ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط