امروز اعضا دوباره تمرین برای کنسرت آینده داشتن به خاطر هم
امروز اعضا دوباره تمرین برای کنسرت آینده داشتن به خاطر همین کلی داشتن تمرین میکرد.
چان چند سالی میشد که عاشق سونگمین بود ولی نمیتونست بگه چون هم میترسید رد بشه یا فن ها به خاطر اونا بهشون هیت بدن و یکی از دلایل این بود که یک قانون بود که نباید عاشق همگروهیت بشی! ولی چان داستان مااا...😂
وی چان
امروز همش داشتم به سونگمین نگاه میکردم نمیتونستم چشم ازش بردارم یعنی همیشه نمیتونم چشم ازش بردارم..
بعد کلی تمرین با اعضا وقت استراحت شد و اعضا رفتن تا استراحت کنن. هان و فیلیکس سرشون تو گوشی بود و بهم ویدیو نشون میدادن بقیه ی اعضا هم با هم حرف میزدن. رفتم کنار سونگمین نشستم نمیدونستم چی بگم فقط نگاش میکردم که با صدای سونگمین به خودم اومدم
سونگمین: پیرمرد! چرا به من هی نگا میکنی؟
چان قیافش پوکر شد و اعضا خندیدن
چان:پیرمرد؟
سونگمین: آره پیرمرد
چان تا میخواست بیوفته دنبال سونگمین که لینو گفت
لینو: چطوره دباره بریم سر تمرین؟؟؟
اعضا : باشهه!
☆
☆
☆
بقیش فرداا
چان چند سالی میشد که عاشق سونگمین بود ولی نمیتونست بگه چون هم میترسید رد بشه یا فن ها به خاطر اونا بهشون هیت بدن و یکی از دلایل این بود که یک قانون بود که نباید عاشق همگروهیت بشی! ولی چان داستان مااا...😂
وی چان
امروز همش داشتم به سونگمین نگاه میکردم نمیتونستم چشم ازش بردارم یعنی همیشه نمیتونم چشم ازش بردارم..
بعد کلی تمرین با اعضا وقت استراحت شد و اعضا رفتن تا استراحت کنن. هان و فیلیکس سرشون تو گوشی بود و بهم ویدیو نشون میدادن بقیه ی اعضا هم با هم حرف میزدن. رفتم کنار سونگمین نشستم نمیدونستم چی بگم فقط نگاش میکردم که با صدای سونگمین به خودم اومدم
سونگمین: پیرمرد! چرا به من هی نگا میکنی؟
چان قیافش پوکر شد و اعضا خندیدن
چان:پیرمرد؟
سونگمین: آره پیرمرد
چان تا میخواست بیوفته دنبال سونگمین که لینو گفت
لینو: چطوره دباره بریم سر تمرین؟؟؟
اعضا : باشهه!
☆
☆
☆
بقیش فرداا
- ۷۴
- ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط