خدایا نمی دانم چرا از تمام خوشی هایت
خدایا نمی دانم چرا از تمام خوشی هایت
سهم ما از زندگی فقط تلخی و اندوه گشته
صد ها بار زمین خوردیم و به امید بار بعدی
شاید دستی به سوی ما دراز شود
اما هز بار با اشک و آه بلند شدیم
خداوندا پس کجاست دستان تو که ما را بلند کند
به خوشبختی شادی سوق دهد
از غم و اندوه برهاند
سهم ما از زندگی فقط تلخی و اندوه گشته
صد ها بار زمین خوردیم و به امید بار بعدی
شاید دستی به سوی ما دراز شود
اما هز بار با اشک و آه بلند شدیم
خداوندا پس کجاست دستان تو که ما را بلند کند
به خوشبختی شادی سوق دهد
از غم و اندوه برهاند
- ۵۰۴
- ۰۷ مهر ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۲)