بمیرُم تا تو چشم تَر نبینی،
بمیرُم تا تو چشم تَر نبینی،
شرار آه پُر آذر نبینی،
چنان از آتشِ عشقت بسوزُم،
که از مُو رنگ خاکستری نبینی!
دلُم دردی که دارد با که گوید؟؟
گنّه خودکرده، تاوان از که جوید؟
دریغا نیست همدردی موافق،
که بر بختِ بَدُم خوش خوش بموید!
شرار آه پُر آذر نبینی،
چنان از آتشِ عشقت بسوزُم،
که از مُو رنگ خاکستری نبینی!
دلُم دردی که دارد با که گوید؟؟
گنّه خودکرده، تاوان از که جوید؟
دریغا نیست همدردی موافق،
که بر بختِ بَدُم خوش خوش بموید!
- ۲.۴k
- ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط