{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در حسرت چشمان تو جانم به لب آمد

در حسرت چشمان تو جانم به لب آمد

ای بــر پدر مختـــرع عینــک دودی!!!
دیدگاه ها (۲)

ردِ پاے بے تفاوتے اتدارد آنقدر گود مےشودڪہ ترمیمَشدرتوانِ قل...

نگاهت آتشے در جانم افڪند ڪہ از عطرش همیشہ مست مستممن از دیوا...

ندیدنت ...سخت است ...امـــا ...همین که میــــدانم ...هستی .....

بہ جز تو در همہ عالم دگر دلبر نمے‌بینمبہ جز تو در همه گیتے د...

بر کشتگان نینوا، اربعین آمد…آل پیمبر کربلا دل غمین آمدجانم ح...

فیلم عجیب نماینده داراب از حضورش در سفر اربعینتاکید بر بازنم...

روزی خواهم نوشت از تو .از آن چشمان بلورین از آن نگاه های خشک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط