{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لب به قلیان زده ام از سر پنهان كاری

لب به قلیان زده ام از سر پنهان كاری
تا نفهمند كه دود از جگرم می‌آید
نگرانی من از رفتن تو بیخود نیست
من كه از هرچه بترسم به سرم می‌آید...
دیدگاه ها (۰)

خندهاااشو 😍

لیلا که شدی حال مرا میفهمی؛ مجنون تمام قصه ها نامردند💔

بد میشکند...قلب را میگویبم گاهی بایک جمله بد میشکند مراقب حر...

‏فوجهُك نزهةُ الأبصارِ .. حُسْنًا.

دیدم اعضای تنت را جگرم سوخت علیپاره های بدنت را جگرم سوخت عل...

#شعر_معاصر ✨محتسب، مستی به ره دید و گریبانش گرفتمست گفت: ای ...

غم امام حسن(ع)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط