{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اي عشق،

اي عشق،
اي معشوق آشناي همه عاشقانه‌ها
هر کس زبان حال خودش را ترانه گفت:
گل با شکوفه
شبنم به شرم و
صبح به لبخند و
دريا به موج و
موج به ريگ کرانه ها
يک لحظه از نگاه تو کافي ست تا دلم
سودا کند دمي به همه جاودانه‌ها ...

🍃🌸
قيصر امین‌پور
دیدگاه ها (۱)

برای قلبم چه طرحی بریزم تا یکشنبه‌ها عاشقت نباشدلبانم را چه ...

بیا زمینی باشیم ...من از دوزخی که راهش به بهشت باشدمی ترسم !...

#تصویر_پس_زمینه

#تصویر_پس_زمینه

مردی در ساحل...[پارت پنجم]روز بعد...از صبح، آسمان ابری بود.ن...

مردی در ساحل...[پارت چهارم]روز بعد...ساحل مثل همیشه آرام بود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط