{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زن بيرون ميوه فروشي زل زده بود

زن بيرون ميوه فروشي زل زده بود
به مردميکه ميوه ميخريدن
شاگرد ميوه فروش تند تند پاکتاي ميوه رو توي ماشين مشتريا ميذاشت وانعام ميگرفت
زن باخودش فکر کرد چي ميشد
اونم ميتونست کمي ميوه بخره
نزديکتر رفت
چشمش افتاد به جعبه چوبي بيرون مغازه
ميوه هاي خراب و گنديده داخلش بود
فکرکرد سالم تراشو ببره خونه!
ميتونست قسمتاي خراب ميوه ها رو جدا کنه وبقيه رو بده به بچهاش
برق شادي توچشاش دويد ديگه سردش نبود!
نشست پاي جعبه تا دست برد داخل جعبه
شاگرد ميوه فروش گفت:آهاي تو
چيکار ميکني؟دست نزن!پاشو برو دُنبال کارت!
زودبلند شدخجالت کشيد!
چندتااز مشتريا نگاش کردند!
صورتش رو با چادر پوشوند!
دوباره سردش شد!راهش رو کشيد که بره!
چند قدم دور شده بود که خانمي صداش زد
خانم خانم! زن برگشت يه خانم بود
گفت اينا مال شماست؟مثل اينکه جا گذاشتين!
يه جعبه شيريني، پاکتي آجيل، چند کيسه ميوه
زن چادري هيچي نگفت
فقط همه رو گرفت و سريع دور شد
در حاليکه ديگه سردش نبود
واي بچه هام چقدر ذوق ميکنن امشب! ...

يلدات به تاريکي دل نيازمندان نمونه!
به بلندي رنج مستمندان نباشه!

وَ بحسرت کودکي! ...
وَ آه پدري! ...
وَ اشک مادري! ..
دیدگاه ها (۵)

" ﺩﻟـﻢ "ﺑﻬــﺎﻧﻪ ﯼ " ﺗـــﻮ " ﺭﺍ ﺩﺍﺭﺩ !ﺗــــﻮ ﻣﯽ ﺩﺍﻧــﯽ ﺑﻬﺎﻧﻪ ...

عشق من شد سبب خوبی و رعنایی او.داد رسوایی من شهرت زیبایی او....

آهنگ شب یلدایلداتون پیشاپیش مبارک، امیدوارم با شنیدن این آهن...

ﻭﻗﺘﯽ ﺗﺨﺘﯽ ﻫﺎﻣﻮﻥ ﺷﺪﻥ ﺭﺿﺎﺯﺍﺩﻩ ﻫﺎ ﻣَـﺮﺩ ، ﻣُـﺮﺩ ... ﻭﻗﺘﯽ ﺷﺎﻫ...

زن بیرون میوه فروشی زل زده بودبه مردمیکه میوه میخریدنشاگرد م...

زن بیرون میوه فروشی زل زده بودبه مردمیکه میوه میخریدنشاگرد م...

زن بیرون میوه فروشی زل زده بودبه مردمیکه میوه میخریدنشاگرد م...

زن بیرون میوه فروشی زل زده بودبه مردمیکه میوه میخریدنشاگرد م...

زن بیرون میوه فروشی زل زده بودبه مردمیکه میوه میخریدنشاگرد م...

شب سردی بود ….پیرزن بیرون میوه فروشی زل زده بود به مردمی که ...

شب سردی بود ، پیرزن بیرون میوه فروشی به مردمی که میوه میخرید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط