{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دل به رخسار گلی بسته ام و بیمارم

دل به رخسار گلی بسته ام و بیمارم
غم دوری و فراقش به که گویم دارم؟!
همه شب آه کشم از غم دوری و فراق
گریه و ناله ی هر روزه شده چون کارم
همه گویند مکن با خود بیچاره چنین
من دگر از خود بیچاره ی خود بیزارم!
غرقه در وهم و تصور شده ام هر روزه
تا در این سیر ببینم به توهم یارم
عاقلان پند دهندم که دل از عشق بگیر
به خدا پند و نصحیت بدهد آزارم 
دیدگاه ها (۱۳)

ته نیاتر........:-(

..............

سالهاگذشت... ﺳﺎﻟﻬﺎ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺍﺳﺖﻭ ﻣﻦ ﻭ ﺗﻮﺩﺭ ﺗﻮﻗﻔﯽ ﻧﺎﮔﻬﺎﻧﯽﻣﯿﺎﻥ ﮔﺮ...

نبودن هایت آنقدر زیاد شده اندکه هر رهگذری را شبیه تو میبینم!...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط