{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیروز را ورق می زنم و خاطرات گذشته را مرور می کنم .

دیروز را ورق می زنم و خاطرات گذشته را مرور می کنم .
در روزهای بی تو بودن صدای خش خش برگها را از لابلای صفحات پاییزی می شنوم و التماس شاخه ها را که در حسرت دستهای سبز تو مانده اند.

کم کم به این باور می رسم که سرنوشت ، نثر ساده ایست از حسرت و اشک که حرفی برای گفتن ندارد.
به صفحات بهاری با تو بودن می رسم . بنفشه هایی که از بالای واژه ها سر می زنند و چشمان تو را بهانه کرده اند.
دیدگاه ها (۳۱)

ایکاش کنارت بودمتا زیباترین لالایی عاشقانه را برایت زمزمه کن...

گفتمش چقدر دوستم داری؟گفت به اندازه همه ی دنیاگفت و خندید ام...

وقتی از عشق می گفتم تجسم میکرد در ذهن خسته اش ..دروغ و خودخو...

تحمل کردن قشنگهاگه قرار باشه یه روزی به تو برسمانتظار آسونها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط