{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باز هم

باز هم
روزی وروزی وروزی .
باید از تو گفت .
باید از تو نوشت .
بار ها وبارها وبار ها
مگر سیر میشوم
از دیدنت .
به دلم گفتم ..
لختی صبر کن .
دیدگاه ها (۱)

چقدر گفتمکه بیا ونرو ....راضی شدم بگویم برو زود بیا . در ازد...

بهترین چیز رسیدن به نگاهی استکه از حادثه عشق تر است .

روزی نوآغازی نوجغرافیای بوسه ی من، کجایی؟تا در سپیده های تو ...

موج می زندبر کلافگی خیابانحضور خسته ی آفتابشهر پر از ماهی ها...

شاد کن جان من که غمگین است رحم کن بر دلم که مسکین استروزی او...

(اسم: نقطه شروع کنسرت p, 4) (ویو هنا) تو دلم به خودم افری...

اقای شهید و عزیز

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط