{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هرگاه ازشدت تنهایی هوس اعتمادی دگبه سرم

هرگاه ازشدت تنهایی هوس اعتمادی دگبه سرم

میزند،خنجرخیانتی راکه درپهلویم فرو رفته...

درمیاورم،میبوسمش،صیقلی عاشقانه،اندکی نمک به

رویش نوازشش کرده دوباره برسرجایش میگذارم...

ازقول من به آن"لعنتی"بگویید:خیالش تخت

من دیوانه هنوز به خنجرش هم وفادارم...
دیدگاه ها (۴)

من آذرماهی أم شماچی؟؟؟؟؟

برای تو مینویسم...میروم وپشت خواهم کردبه تمامی تپشهای این دق...

دیدی آن راکه توخواندیش به جهان یارترین،چه دل آزارشد آن کهنه ...

بنابه پیشنهاددوستان:باعرض پوزشمن بازآواتارموعوض کردم...

هرگاه از شدت تنهایی به سرم هوس اعتمادی دوباره میزند خنجرخیان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط