هبوطدر من تو هستی بی انکه بتوانم بیرونت کنم

هبوط....در من تو هستی بی انکه بتوانم بیرونت کنم
کلمات
کلمات ناچیز و حقیر که نمیتوانند عجزم را برای انکارت به تصویر بکشند
و کسی بلند بلند نوشت:
طو, همان شاهزاده کوچک چشم ابی قصه هایی که گل سرخی را تنها گذاشت و همان پسرکی هستی بر پشت موجودی افسانه ای با چشمهای درشت که نمیشود انکار کرد که چیزی در قلبهایشان جا گذاشته شده
دیدگاه ها (۰)

باز هم دوست دارم ابراز خوشحالی کنم از این که به سبب قطع شدن ...

هبوط...هیچ اوضاع و احوال ناگواری٬ هیچ حرکت زشت و زننده ای٬ ن...

هبوط..... قسمتی از کتاب 1984وینستُن اسمیتویرایشوینستون اسمیت...

هبوط .....بیا پاک کن نقد کتاب مزرعه حیوانات.."درگیری اصلی قل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط