{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‍ تو دلت سنگ و دلم چشم به در دوخته است

‍ تو دلت سنگ و دلم چشم به در دوخته است
نزن آتش به درختی که خودش سوخته است

به خدا رسم وفا نیست، دلی را ببری
که وفا را، خودش از محضرت آموخته است

چه بگویم به خدایت، که جهان باخبر است
که در این دل چه حریقی که برافروخته است

گل من سرکش و زیباست، دل آراست، ولی
حیف! در سینه جفا و ستم اندوخته است

قصد او چیست؟ که عمری به اسارت ببرد؟
یوسفی را که به صد قافله نفروخته است؟
دیدگاه ها (۰)

تو دلت سنگ و دلم چشم به در دوخته استنزن آتش به درختی که خودش...

تو دلت سنگ و دلم چشم به در دوخته استنزن آتش به درختی که خودش...

‍ ‍ تو دلت سنگ و دلم چشم به در دوخته استنزن آتش به درختی که...

تو دلت سنگ و دلم چشم به در دوخته استنزن آتش به درختی که خودش...

تو دلت سنگ و دلم چشم به در دوخته استنزن آتش به درختی که خودش...

تو دلت سنگ وُ دلم چشم به در دوخته استنزن آتش به درختی که خود...

‍ تو دلت سنگ و دلم چشم بہ در دوختہ استنزن آتش بہ درختے ڪہ خو...

‍ ‍ تو دلت سنگ و دلم چشم بہ در دوختہ استنزن آتش بہ درختے ڪہ ...

‍ ‍ تو دلت سنگ و دلم چشم به در دوخته استنزن آتش به درختی که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط