{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فصلِ شکوفه‌ها بود

فصلِ شکوفه‌ها بود
من شدم شکوفه‌ای که تو عاشقش شدی و
شاید هیچ فکرِ خزان کردنم نبودی.
عاشقِ بهارم شدی و نمیدانستی من پسر پاییزم.
ولی بدان، من در پاییزی‌ترین حال که باشم‌ هم،
با یک آغوشت که بوی بهار میدهد،
باز شکوفه میدهم
باز عاشقت میکنم.
نگران نباش!
دیدگاه ها (۳۱)

سرگرمی تو، شده بازی با این دل غمگین و خستمیادت نمیاد، اون هم...

رویای شما،تاریخ انقضا ندارد . . .نفسی عمیق بکشیدو دوباره تلا...

بعضی چیزها را باید هر روز زنده‌اشکنی تا خودت زندگی کنی؛عشـ🌹 ...

کاش می‌شد دور از چشمتزنگ می‌زدم به خدا و می‌‌گفتمممنون از هد...

Dead bride...

. ₗₒᵥₑ ₒf ₜₕₑ ₘₒₒₙ ₐₙd ₜₕₑ ₛᵤₙ𝑷𝒂𝒓𝒕.⁸ . .جونگ کوک...

رمان نخ سرخ عشق            part11کارلوس سرش رو از ماشین بیرو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط