P. 16

(ویو جونگ کوک فردا تو تولد)

بعد از اینکه آماده شدم رفتم پایین منتظر جی
وو بودم من نمی خواستم تا زمانی که از قضیه
کای و جی وو مطمعن نشدم جی وو رو بی
محل کنم چون من اون رو دوست دارم اما اگه
واقعی باشه برای همیشه دور جی وو رو خط
میکشم و میرم پیش یوری بعد از چند دقیقه
جی وو آماده شده بود خیلی قشنگ شده بود


-میبینم که مثل همیشه خوشگل شدی

+آره دیگه ما اینیم

بعد از اون حرکت کردیم و رسیدیم به جایی که
قرار بود تولد رو بگیرن وقتی داخل شدیم به
همه سلام کردیم که یکدفعه یوری اومد


(ویو جی وو)
وقتی دیدم یه دختره داره میاد سمتمون بیشتر
که بهش توجه کردم اون ..... نه امکان نداره
اون یوری بود

+جونگ کوک میشه بگی امروز تولد کیه ؟

-تولد یوری

که یکدفعه یوری اومد سمتمون

(راستی بگم که جونگ کوک از قضیه اینکه جی
وو و یوری از هم متنفرن خبر نداره)

÷سلاممممم کوکییی (کوکی مرض فقط جی وو
می‌تونه به جونگ کوک بگه کوکی)

÷تو یکی ببند من به جونگ کوک هرچی دوست
داشته باشم میگم اصلا بهش میگم ددی

دختره ی ..... بهش بگو ددی تا تو همین پارت به
فاکت بدم

برگردیم به ادامه ی داستان

-سلام

+سلام (با حالت ناراحت)

÷بفرمایید تو

منو کوک و یوری رفتیم داخل وقتی رفتیم
داخل چون حالم بده شده بود به جونگ کوک
گفتم

+کوک من یکم حالم بده میشه برم سرویس

-اوکی برو فقط زود برگرد

وقتی رفتم سرویس یکی از پشت منو گرفت
وقتی برگشتم یه مرده رو دیدم که گفت

کای:نظرت چیه بریم باهم خوش بگذرونیم

+نه لطفاً منو ول کن

هرچی زور میکردم نمی شد چون اون خیلی
قوی بود دیدم منو بلند کردو منو برد تو یکی
از اتاقا وقتی وارد اتاق شدیم شروع کرد به
بوسیدن لبام هرکاری میکردم تا ولم کنه نمی
شد

(ویو جونگ کوک)

دیدم جی وو خیلی دیر کرده یه لحظه بهش
شک کردم اما بعدش نگرانش هم شدم وقتی
رفتم سمت دستشویی هیچکی داخلش نبود
اما بعدش یه صدایی از تو اتاق شنیدم وقتی
رفتم تو اتاق با چیزی که دیدم شَکَم به
واقعیت تبدیل شد
دیدگاه ها (۲۵)

P. 17

خب خب پارت های بعدی رو زمانی می‌زارم که حمایت ها زیاد شه راس...

عکس ست گردنبند گوشواره و دستبند و ساعتی که جونگ کوک برای یور...

P. 15

P. 13

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط