پارت ۴
پارت ۴
آقای پارک:سلام مین خوش اومدی
آقای مین:سلام آقای پارک ممنونم
آقای پارک:پس این پسرته....خوشبختم پسر جون
شوگا:این به درخت میگن من یونگی ام ملقب به شوگا
آقای پارک:اوووو چه حاضر جواب
آقای مین:شوگاا موأدب باش زشته
آقای پارک:اشکال نداره ولش کن بیا بریم سر اصل مطلب
آقای مین:باشه جسارت پسرم رو ببخشید
آقای پارک:اشکالی نداره...بیا بریم بشینیم
آقای پارک:جیمین جیمین کجایی پسر بیا پایین دیگه
جیمین:چه عجب بدون داد و بیداد و فحش صدام کرد(آروم)اومدممم اومدم بله پدر
آقای پارک:سلام کن دیگه
جیمین:عووو منو ببخشید آقا معذرت می خوام...سلام..سلام(احترام کره ای دیگه)
آقای مین:چیزی نیست پسرم بیا بشین
ذهن شوگا
«تا حالا منو مثل آدم صدا نکرده بعد به این میگه پسرم؟......وایسا ببینم این...این همون پسره نیست که اون روز خوردم بهش نگو که باید با این ازدواج کنم...هه همینو کم داشتم گوه تو این زندگی»
آقای پارک:خب جیمین ایشون آقای مین هستن و ایشون هم پسرشون اومدن خواستگاری تو
جیمین:چی منن؟تو...ت..تو چکار کردی داری منو عروس میکنی میفرستی برم حتی ازم سوال هم نکردی بابا تو دیگه می هستی مرتیکه شیطان صفت
آقای پارک:ساکت شو بینم چطور جرأت میکنی واس من زبون درازی کنی هاااا از کی تا حالا باید از تو اجازه بگیرم همینه که هس باید ازدواج کنی باهاش فهمیدیییی به خاطر شرکت ام هم به سود منه هم مین
جیمین:واقعا که بابا فکر میکردم عوضی باشی ولی نه در این حد
آقای پارک:خفه شووو منو باش که واست قرار آشنایی گذاشتم لیاقت نداری اصلا همین فردا ازدواج میکنی فهمیدییبیی
جیمین:بابا اهههه حتی لیاقت این اسم هم نداریییی تو واقعا خیلی بدجنسی
آقای پارک:ساکتتتتتت
شوگا:هه هردوتا تون عوضی هستین بابا تو هم کمتر از این مرتیکه نیستی
آقای مین: خفه شو فردا ازدواج میکنید همینه که هست فهمیدینننن
شوگا و جیمین:باشههههه
ویو شوگا
حالم از این دوتا بهم میخوره پس این پسره ی جوجه هم مثله منه حیح لعنت به این زندگی باید ازدواج کنم ولی به روی خودم نمیارم که این فسقلی همسر کنه
ویو جیمین
واقعا که این زندگی نکبت چیه من دارم ایش
حالم دیگه از این مرتیکه بهم میخوره...اولین باری که این پسره رو دیدم باهاش دعوام شد چه برسه به این که باهاش ازدواج کنم اصلا فکر نکنم باهم کنار بیاییم
........ادامه دارد
آقای پارک:سلام مین خوش اومدی
آقای مین:سلام آقای پارک ممنونم
آقای پارک:پس این پسرته....خوشبختم پسر جون
شوگا:این به درخت میگن من یونگی ام ملقب به شوگا
آقای پارک:اوووو چه حاضر جواب
آقای مین:شوگاا موأدب باش زشته
آقای پارک:اشکال نداره ولش کن بیا بریم سر اصل مطلب
آقای مین:باشه جسارت پسرم رو ببخشید
آقای پارک:اشکالی نداره...بیا بریم بشینیم
آقای پارک:جیمین جیمین کجایی پسر بیا پایین دیگه
جیمین:چه عجب بدون داد و بیداد و فحش صدام کرد(آروم)اومدممم اومدم بله پدر
آقای پارک:سلام کن دیگه
جیمین:عووو منو ببخشید آقا معذرت می خوام...سلام..سلام(احترام کره ای دیگه)
آقای مین:چیزی نیست پسرم بیا بشین
ذهن شوگا
«تا حالا منو مثل آدم صدا نکرده بعد به این میگه پسرم؟......وایسا ببینم این...این همون پسره نیست که اون روز خوردم بهش نگو که باید با این ازدواج کنم...هه همینو کم داشتم گوه تو این زندگی»
آقای پارک:خب جیمین ایشون آقای مین هستن و ایشون هم پسرشون اومدن خواستگاری تو
جیمین:چی منن؟تو...ت..تو چکار کردی داری منو عروس میکنی میفرستی برم حتی ازم سوال هم نکردی بابا تو دیگه می هستی مرتیکه شیطان صفت
آقای پارک:ساکت شو بینم چطور جرأت میکنی واس من زبون درازی کنی هاااا از کی تا حالا باید از تو اجازه بگیرم همینه که هس باید ازدواج کنی باهاش فهمیدیییی به خاطر شرکت ام هم به سود منه هم مین
جیمین:واقعا که بابا فکر میکردم عوضی باشی ولی نه در این حد
آقای پارک:خفه شووو منو باش که واست قرار آشنایی گذاشتم لیاقت نداری اصلا همین فردا ازدواج میکنی فهمیدییبیی
جیمین:بابا اهههه حتی لیاقت این اسم هم نداریییی تو واقعا خیلی بدجنسی
آقای پارک:ساکتتتتتت
شوگا:هه هردوتا تون عوضی هستین بابا تو هم کمتر از این مرتیکه نیستی
آقای مین: خفه شو فردا ازدواج میکنید همینه که هست فهمیدینننن
شوگا و جیمین:باشههههه
ویو شوگا
حالم از این دوتا بهم میخوره پس این پسره ی جوجه هم مثله منه حیح لعنت به این زندگی باید ازدواج کنم ولی به روی خودم نمیارم که این فسقلی همسر کنه
ویو جیمین
واقعا که این زندگی نکبت چیه من دارم ایش
حالم دیگه از این مرتیکه بهم میخوره...اولین باری که این پسره رو دیدم باهاش دعوام شد چه برسه به این که باهاش ازدواج کنم اصلا فکر نکنم باهم کنار بیاییم
........ادامه دارد
- ۴۵
- ۱۹ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط