دنباڸ بهانہ بود…

دنباڸ بهانہ بود…
دستش دادم…

بے فایده دڸ…
بہ چشم مستش دادم…

با خنجر ڪینہ
خواست زخمم بزند…

در خویش شڪستم و
شڪستش دادم



‌‌‌‌‌‌
دیدگاه ها (۴)

بعضی روزها آدم حس میکندخدا دستش را می گیردمقابل غم ها..میگوی...

پارت ۱۳

part 4

بسم الله الرحمن الرحیم در ذات حیات، شادی است :بسیاری به دنبا...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁶¹ویو: اتفردا...دست کوک رو گرفتم و...

༒ 𝘽𝙡𝙤𝙤𝙙𝙮 𝙑𝙖𝙢𝙥𝙞𝙧𝙚 ༒ __ ___ part 2باران هنوز بی‌امان می...

**پارت ۳۳**تفِ خونیِ من روی سینه‌اش، آخرین جرقه‌ای بود که ان...

𝑩𝒐𝒖𝒏𝒅 𝒕𝒐 𝒕𝒉𝒆 𝑼𝒏𝒘𝒂𝒏𝒕𝒆𝒅𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪽Part 14 چند لحظه دیگه نگاهم ک...

دیو و دلبر پارت ۱۷ رسیدیم به عمارت بزرگ حاج رحمان پدر بزرگ م...

تتوی یواشکــــیتک پارتی از فلیکســــــــــــــــــــــــــــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط