{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تمام راهها را بسوی جاده ی تنهایی می پویم

تمام راهها را بسوی جاده ی تنهایی می پویم

و در اضطراب گلبوته های جدایی ,

چشمانم را بسوی صداقت پروانه های شهر عشق , آذین می بندم .

به تو فکر می کنم که چگونه در گلزار وجودم , آشیان کردی

و بر تاروپود تنم حروف عشق را ترنم نمودی .

پس باورم کن که به وسعت دریا و به اندازه ی زیبایی چشمانت
هنوز در من شمعی روشن است .

و من…

در انتهای غروب , نگاهم را بسوی مشرق چشمانت دوخته ام

تا مگر بازتاب صداقتمان در دستان

تو تجلی کند ….!!!
دیدگاه ها (۱)

بی تو دارم دق میکنم دارم میمیرم آرومتوام داری میری جلو تا که...

دوست دارم تا آخرین باقیمانده ی جانم تو را عاشق کنمزندگی من د...

برای آدمها چه آنها که برایت عزیزترند! چه آنها که فقط دوستت ...

یک نفر اینجا دلش تنگ است ، باور می کنی؟!یک گذر بر قلب او ، ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط