{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مامانم داشت آشپزی میکرد

مامانم داشت آشپزی میکرد
رفتم ناخونک بزنم
با یه خشم عجیبی گفت:
این روغنو میریزم رو صورتتااا ...
منم به حرفش گوش نکردم! :|




خدا رو شکر دست راستم نسوخته
میتونم لایکتون کنم هنو :)
دیدگاه ها (۲)

من از بازي هفت سنگ بدم مياد مي ترسم اينقدر سنگ رو سنگ بذاريم...

اگر مي خواي بدوني چندتا دوستت دارم انگشتت رو بزار روي نبضت.....

مخابرات پیام فرستاده...حالا ما یه غلطی کردیم به شما نامحدود ...

*تـــــــــــــــــــو* که باشی بس است مگر من ب جزء ...

من خسته‌ام جوری که حتی نمیشه تصور کرد حتی نمیتونم مثل آدم اه...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 162♡⁠。⁠)⁩دیدمش....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط