{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من شبیه کوهم امّا از وسط تا خورده ام

من شبیه کوهم امّا از وسط تا خورده ام
تو تصوّر می کنی چوبِ خدا را خورده ام

نه! خیال بد نکن، چوب خدا اینگونه نیست
من هرآنچه خورده ام از دست دنیا خورده ام

ساده از من رد نشو ای سنگدل، قدری بایست
من همان « فرش ِ گران سنگم » ، فقط پا خورده ام

قطره ام امّا هزاران رود ِ جاری در من است
غرق در دلشوره ام انگار دریا خورده ام

دائما در حال تغییرم ، بپرس از آینه
بارها از دیدن تصویر خود جا خورده ام
دیدگاه ها (۲)

تو را آن گونه می‌خواهم که باغی باغبانش را شبیه مادر پیری که ...

من از چه چیز تو ای زندگی کنم پرهیز که انعطاف تو، یکسان نشسته...

دارم تظاهر می کنم که: بردبارم هرچند تاب روزگارم را ندارم شا...

ناگزیر از سفرم، بی سرو سامان چون باد به گرفتار رهایی نتوان گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط