{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رفته بودم آمپول بزنم یه دختره اومد آمپولمو بزنه

رفته بودم آمپول بزنم، یه دختره اومد آمپولمو بزنه،




معلوم بود تازه کاره!
همینجوری که سرنگوگرفته بود،
لرزون لرزون اومد سمتم وگفت:
“بسم الله الرحمن الرحیم”
از ترس گفتم:



“اشهدان لااله الاالله”
انقدرخندیدکه نتونست آمپول بزنه.
خداروشکریکی دیگه اومدزد!
دیدگاه ها (۹)

زن در ICU بود. شوهرش نمیتوانست جلوی اشکهایش را بگیرد. دکتر گ...

نان تیری

ﺩﺭﺏ ﻧﻮﺷﺎﺑﻪ ﺍﮔﺮ ﺑﺎﺯ ﺑﺎﺷﺪ ﮔﺎﺯ ﺁﻥ ﻣﯽﺭﻭﺩ ﻭ ﺩﯾﮕﺮ ﺟﺬﺍﺑﯿﺘﯽ ﻧﺪﺍﺭﺩ! ....

علم روان شناسی ثابت کرده کهخندیدن خوبه قهقهه عالیهگریه آدمو ...

تتو آرتیست من [part¹⁶]*کوک ویو*لیام آدرس رو برام فرستاد و از...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط