{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مولای من ؛

مولای من ؛

من نشانی از تو ندارم ...

اما نشانی ام را برایت می نویسم ؛


در عصرهای انتظار، به حوالی بی کسی قدم بگذار،

 خیابان غربت را پیدا کن و وارد کوچه پس کوچه های تنهایی شو ... 

کلبه غریبی ام را پیدا کن،

 کنار بید مجنون خزان زده ...

و کنار مرداب آرزوهای رنگی ام ...

در کلبه را باز کن ...

 به سراغ بغض خیس پنجره برو،

 حریر غمش را کنار بزن ...

مرا خواهی دید ...

مرا خواهی یافت ...

با بغضی کویری که غرق عصاره ی انتظار است ...



* مولای بی نشانم مهدی جان ؛

تمام هستی ‏ام را خاک قدمت می ‏کنم،

تا شاید نظری به جاده ی دلم بیندازی ... آقا *


" السلام علیک یا بقیه الله فی ارضه عج "
دیدگاه ها (۱)

من نشاني از تو ندارم اما نشاني ام را براي تو مي نويسم در ع...

نشانی از تو ندارماما نشانی ام را برای تو مینویسمدر عصرهای ان...

من نشانی از تو ندارم،اما نشانی ام را برای تو مینویسم:در پاسی...

من نشاني از تو ندارم،اما نشاني‌ام رابراي تو مي‌نويسم در عصره...

دوستی باپدر مهربانی ها🍂مولای من.....🍂من نشاني از شما ندارم 😔...

من نشانی از تو ندارم . اما نشانی ام را برای تو می نویسم : در...

من از تو نشانی ندارم اما نشانیم را برای تو مینویسم...

من از تو نشانی ندارم اما نشانیم را برای تو مینویسم...

نشانی از تو ندارم امانشانی ام را برای تو می نویسمدرعصرهای ان...

نشانی از تو ندارم امانشانی ام را برای تو می نویسمدرعصرهای ان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط