{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امروز یه بچه گربه ی سیاه دیدم🤓💔

امروز یه بچه گربه ی سیاه دیدم🤓💔
یه پاش شکسته بود ، خم شدم تا نازش کنم فرار کرد🗿💔
الان غیب شده ولی کنار در خونمون میاد ، مامانم هم صبح دیدش.
گفتم مامان اگه فردا هم بود میشه ببریمش دامپزشکی ، میگه برا جی ما باید ببریمش؟🙄
خیلی ناز بود ولی مامان بابام از حیوون بدشون میاد😭
میخوام بیارمش بزرگش کنم😐✊️
میزارمش تو بالکن بهش غذا و آب میدم ، با پارچه هایی که دارم هم براش پتو میدوزم . ولی اگه بابام بیاد بگه این چیه پرتش بیرون چی؟🤓💔
نمیزارن نجاتش بدم😭😭😭
راه حلی برای نجاتش سراغ دارید؟😀💔🎀
دیدگاه ها (۲۰)

آخرین زمزمه ی سایه ها پارت۱۷

توییت انیمه ۲۱

خب.....مربوط به پارت ۱۶ رمان آخرین زمزمه ی سایه ها 🦁🎀این اتا...

آخرین زمزمه ی سایه ها پارت۱۷

سناریو انسانی در جلد جادوگرپارت ۵اری: بابا!🥦: ایزاوا!💜: نگرا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط