{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گلایه نکرد نق نزد بهانه نگرفت دور نشد نمرد حالا

گلاٰیه نکرد، نِق نزد، بهانه نگرفت، دور نشد، نَمُرد! حالاٰ دیگر بزرگسال بود؛ به خودش آمد و دید چند ساٰعت، ساکت، پای گاز ایستاده…


#بنام_زن
#دلنویس


مادربزرگم نظریه‌ی بسیار جالبی داشت. می‌گفت هر یک از ما با یک قوطی کبریت در وجودمان متولد می‌شویم امّا خودمان قادر نیستیم کبریت‌ها را روشن کنیم. برای این کار، محتاجِ اکسیژن و شعله هستیم. در این مورد، به عنوان مثال، اکسیژن از نفسِ کسی می‌آید که دوستش داریم؛ شعله می‌تواند هر نوع موسیقی، نوازش، کلام یا صدایی باشد که یکی از چوب کبریت‌ها را مشتعل می‌کند…
آدم باید به این کشف و شهود برسد که چه عاملی آتش درونش را پیوسته شعله‌ور نگه می‌دارد… آن آتش، غذای روح است.
اگر کسی به موقع در نیابد که چه چیزی آتشِ درون را شعله ور می‌کند، قوطی کبریت وجودش، نم بر می‌دارد و هیچ یک از چوب کبریت‌هایش هیچ وقت روشن نمی‌شود...


#لورا_اسکوئیول
📚 کتاب مثل آب برای شکلات
#حرفهایی_از_جنس_دل
#پیشنهادی👌🏻🍁🍁


#Setareh_baroon
#Hamisheh_sabz
#Mistress_of_the_Moon
دیدگاه ها (۰)

غمگين‌ترين جايشآنجايی است كهكم كم احساس ميكنیچهره‌اش دارد از...

او هزار زن در یک بدن بودهمزمان شکننده و قویشیرین و سرکشطوفان...

تو راٰ نمیتوانم ببخشم! چرا که تنها بخشِ آبادَم را که برایم ب...

با حرف‌هایت در آغوشم بگیر که بعضی حروف، دست‌های مهربانی دارن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط