هفتمین عشق

هفتمین عشق
Part66
+همگی بعد احوال پرسی نشستیم که مود کوک با دیدن کاترین عوض شد
نمیدونستم چجوری اون نامه رو بهش بدم
که یهو کوک بلند شد رفت
منم نامه برداشتم رفتم دنبالش کوککک وایسا
_چیه چی میخای؟
+نامه رو بدون هیچ حرفی دادم دستش و فرار کردم داشتم همینطور قدم میزدم که رسیدم به یه پرتگاه
لب پرتگاه نشستم و به اسمون خیره شدم خیلی
خجالت میکشیدم

کمی منتظر موندم که دستم رو پستم حس کردم
کوکککک
سرمو بر گردوندم دیدم کوک نیست
کاترینه
کاترین اینجا چیکار میکنی
کاترین: ات تو همه چیو ازم گرفتم من کوک رو دوست داشتم چرا اینکارو کردیییی
+کاترین چی میگی واسه خودت
کاترین: اخرین حرفت چیه؟
+منظورت چیه
یهو به خودم اومدم دیدم لب پرتگاه
آیا این اخر خطه و اخرین چیزی که حس کردم
افتادن از ارتفاع بود

پایان
#رمان #فیک #سناریو #واکنشات
#جونگکوک #تهیونگ #جیهوپ #نامجون #جین #جیمین #شوگا #بی_تی_اس #ارمی
دیدگاه ها (۴۱)

وقتی نامه ای از گذشته دوست پسرت پیدا کردی🩷پارت ۱روایت از زبا...

پارت ۳ اشتباهی آپ شده جابه جا شدنوقتی یهو p4 جیمین : کوک (...

پارت ۴ زنگ خورد داشتم وسایل رو مرتب میکردم و داخل کیفم میزاش...

پارت ۱۰

The unwanted Roommate _________________________ویو پارک یوری...

پارت هشتدکتر: متاسفانه بیمار رو از دست دادین غم آخرتون باشهی...

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : eleven توی مدتی که سوار ماشین بو...

#برادر ناتنی من

پارت ۴۳

مافیای من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط