{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝒲𝒽𝑒𝓃 𝐿𝒾𝑔𝒽𝓉 𝑀𝑒𝑒𝓉𝓈 𝒮𝒽𝒶𝒹𝑜𝓌

𝒲𝒽𝑒𝓃 𝐿𝒾𝑔𝒽𝓉 𝑀𝑒𝑒𝓉𝓈 𝒮𝒽𝒶𝒹𝑜𝓌
Part 23

قصر وارد حالت دفاعی شد.

چان نیروها را به سمت دروازه شمالی برد.

سونگمین همراهش بود.

چان: تو باید کنار فلیکس بمونی.

سونگمین: می‌دونم.

چان: پس چرا هنوز اینجایی؟

سونگمین: چون تو به کمک نیاز داری.

چان لبخند زد.
چان: نگران منی؟

سونگمین: نه.

چان: مطمئنی؟

سونگمین: کاملاً.

چان: پس چرا هنوز کنارمی؟

سونگمین جواب نداد.
فقط شمشیرش را کشید.

آن طرف قصر، مینهو هیونجین را به اتاق امن هدایت می‌کرد.
هیونجین: جونگین کجاست؟

مینهو: با فلیکسه.
هیونجین: پس منم میرم پیششون .

مینهو جلویش را گرفت.
مینهو: نه.

هیونجین: برو کنار .

مینهو: اینجا امن‌تره.

هیونجین نگاهش کرد.
هیونجین: من ولیعهد این سرزمینم.

مینهو: و من محافظتم.

چند ثانیه به هم خیره شدند.

بعد مینهو کنار رفت.

در باغ، فلیکس و جونگین ایستاده بودند.
هان هم کنارشان بود.
صدای قدم‌ها نزدیک شد.
چند نفر با لباس‌های سیاه از میان درخت‌ها بیرون آمدند.

هان: مهمون داریم.

فلیکس: جونگین، پشت سر من.

جونگین: نه.

فلیکس: جونگین—

جونگین دستش را بالا آورد.
نور و سایه همزمان در دستش شکل گرفت.

جونگین: این بار من پشت کسی قایم نمی‌شم.

مهاجمان حمله کردند.
و جونگین برای اولین بار...
قدرت واقعی خودش را آزاد کرد.



پایان پارت ۲۳



#فیک
#هیونلیکس
#مینسونگ
#چانمین
#چانگین
#استری_کیدز
#استی

#چان
#لینو
#چانگبین
#هیونجین
#هان
#فلیکس
#سونگمین
#ای_ان
دیدگاه ها (۰)

𝒲𝒽𝑒𝓃 𝐿𝒾𝑔𝒽𝓉 𝑀𝑒𝑒𝓉𝓈 𝒮𝒽𝒶𝒹𝑜𝓌Part 24انفجار نور و سایه تمام باغ را ...

𝒲𝒽𝑒𝓃 𝐿𝒾𝑔𝒽𝓉 𝑀𝑒𝑒𝓉𝓈 𝒮𝒽𝒶𝒹𝑜𝓌Part 22صبح بود هنوز نور خورشید کامل ن...

𝒲𝒽𝑒𝓃 𝐿𝒾𝑔𝒽𝓉 𝑀𝑒𝑒𝓉𝓈 𝒮𝒽𝒶𝒹𝑜𝓌Part 21خبر خیلی سریع به اتاق شورای سل...

سلاممم سلاممم🤗✨️🦋فیک 𝒲𝒽𝑒𝓃 𝐿𝒾𝑔𝒽𝓉 𝑀𝑒𝑒𝓉𝓈 𝒮𝒽𝒶𝒹𝑜𝓌 رو دوست دارید ؟...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط