{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش بعد ازهمه دلقک بازیهایم؛

کاش بعد ازهمه دلقک بازیهایم؛
کسےمےآمد....
وماسک راازصورتم برمیداشت..
میگفت:حالا ازدردهایت بگو...
من گوش میکنم...
دیدگاه ها (۱)

آغوش تو مثل جنگلهاےشمال؛مثل باران هاےریز ریزمثل دریادلنشین و...

باریک ترازموےسرت گردن مابود؛آن روز که موهاےتودربادرهابود؛

تو آیت الڪرسے منی! اگر میبینے وقتے هستے دلم قرص است... اگر...

قـ‌۔ًِٖؒؔـــًَِٖؓؔ‌‌ــصه ازحنـ‌۔ًِٖؒؔـــًَِٖؓؔ‌‌ـجره ایـ‌۔ًِ...

پارت ۱۰۲ رزت : اممم کیان کیان : هوم؟ رزت : حالا چقدر باید هم...

بچه که بودم وقتی کار اشتباهی میکردم مادرم میگفت " اشکال ندار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط