{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من که از آتش دل چون خم می در جوشم

من که از آتش دل چون خم می در جوشم

مهر بر لب زده خون می‌خورم و خاموشم

قصد جان است طمع در لب جانان کردن

تو مرا بین که در این کار به جان می‌کوشم



پ
دیدگاه ها (۱)

🍀 🍀 حس دوست داشتن که می پیچددر وجودمدوست دارم،آسمان رادرآغوش...

منتظرمیک نفر بیاید که حواسش یک سره درحیاط خیال من ول بچرخد!ی...

کلمات یاری ام نمیدهند ....نبودنت جهان شعرم را غمگین کرده.......

امروزتون بی نظیران شاءاللهمسیر زندگیتون هموارروزی تون پر بار...

چو گفتی "توانی زنی خنجرم،فرو بر به ژرفای این پیکرم.اگر خون ر...

خبرت هست که از خویش خبر نیست مراگذری کن که ز غم راهگذر نیست ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط