دلم میخواست آغوشت را برایم باز کنی و من درآغوشت فرو برم س

دلم میخواست آغوشت را برایم باز کنی و من درآغوشت فرو برم سرم را بر بازوانت فرو کنم وسرم را بزارم روی قلبت صدایش را بشنوم و دست درخرمن آرامش بخش موهایت کنم و من مانده ام این حسرت که از دست داده ام این آغوش را وهرروز ثانیه هارا میشمارم برای رفتن رفتنی پراز حسرت که نمی‌توانم دست درموهایت کنم نمیتوانم دربغلت آروم شوم عجب روزهای حسرت باری میگذرانم وچقدر دلتنگتم
۱۴۰۱/۶/۹
ساعت ۹صبح
دلنوشته
دیدگاه ها (۶)

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❸'به همین داغ بسوزی که مرا سوخته‌ای'#صائب_تبریزی✮...

هم اتاقی قدیمی -پارت-۳۷

همیشه میگفت دوستت دارم،انگار تکه کلامش بود و من هم گذرامیگفت...

همیشه میگفت دوستت دارم،انگار تکه کلامش بود و من هم گذرامیگفت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط