{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شاعر شدم که با قلم ساحرانه ام

شاعر شدم که با قلم ساحرانه ام
در قاب شعر، عشق تو را جا کنم، نشد
دیدگاه ها (۱)

بیزارم از رقیب که تا آمدم تو را ... از دور چند لحظه تماشا کن...

گفتند عاشق که شدی؟ گریه ام گرفت ... میخواستم بخندم و حاشا کن...

از جام شرابت جانان شدماز عشق نابت بی جان شدم شاعر نبودم و ای...

خواستند از تو بگویند شبی شاعر هاعاقبت با قلم شرم نوشتند، نشد...

شدم شاعر و شعر تو بر لب هایم از نامت برکت گرفت صبح و شب هایم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط