{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرورگر شما از پخش ویدیو پشتیبانی نمی‌کند.

«𝓐𝓭𝓭𝓲𝓬𝓽𝓲𝓸𝓷 𝓽𝓸 𝓵𝓸𝓿𝓮»

«𝓐𝓭𝓭𝓲𝓬𝓽𝓲𝓸𝓷 𝓽𝓸 𝓵𝓸𝓿𝓮»
پارت=32
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
٫٫ویو دان بی٫٫
بعد از خرید رفتیم سمت خونه که موچی رو برداریم...
جونگ کوک ماشینو پارک کرد و پیاده شدیم.
منم آروم پشت سرش راه میرفتم، هنوز یکم از این که فقط دوتایی بیرون بودیم خجالت میکشیدم...
رفتیم داخل خونه و موچی تا منو دید با ذوق شروع کرد به بالا و پایین پریدن:
+«موچیییییییییییییییییی 😭🤍 بیا پیش مامان»
موچی رو بغل کردم و چندتا بوس کوچولو از سرش کردم.
-«این همون موچیه؟»
+«اوهوم...»
-«خیلی کوچیکه.»
+«کوچیکه ولی خیلی شیطونه...»
موچی یهو شروع کرد دست جونگ کوک رو لیس زدن.
-«فکر کنم از من خوشش اومده.»
+«نه بابا، این با همه همینطوریه.»
جونگ کوک یه نگاه بهم کرد و لبخند کوچیکی زد.
-«باشه پری دریایی.»
+«باز شروع کردی؟ 😑»
-«بریم؟ عروسی هابیون و تهیونگ منتظرمونن.»
+«آره... فقط موچی رو ببرم.»
موچی رو گذاشتم توی ماشین و خودمم کنارش نشستم.
چند دقیقه بعد رسیدیم خونه‌ی جونگ کوک.
بم تا موچی رو دید، اول چند قدم عقب رفت و با کنجکاوی نگاش کرد.
موچی هم دمشو تکون داد و آروم رفت سمتش.
+«بم نترس... این موچیه.»
بم یه قدم جلو اومد و موچی رو بو کرد.
چند ثانیه بعد هر دوتاشون شروع کردن به بازی کردن.
+«واییییییی کوک نگاه کننن 😭»
-«آره دیدم.»
+«خیلی کیوتن...»
لبخند زدم و مشغول بازی باهاشون شدم که کوک گفت:
-«باید حاضر شیم.»
+«درسته... امروز عروسی تهیونگ و هابیونه.»
با ذوق به موچی نگاه کردم و گفتم:
+«موچی، امروز قراره بریم عروسییییی.»
جونگ کوک زیرلب خندید.
-«فکر کنم از تو بیشتر ذوق داره.»
+«خفه شوو 😑»
ادامه دارد... 💗✨
بقیه اسلاید ها هم موچی کوچولو اه🐩✨
دیدگاه ها (۶)

«𝓐𝓭𝓭𝓲𝓬𝓽𝓲𝓸𝓷 𝓽𝓸 𝓵𝓸𝓿𝓮»پارت=33ــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

«𝓐𝓭𝓭𝓲𝓬𝓽𝓲𝓸𝓷 𝓽𝓸 𝓵𝓸𝓿𝓮»پارت=34ــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

«𝓐𝓭𝓭𝓲𝓬𝓽𝓲𝓸𝓷 𝓽𝓸 𝓵𝓸𝓿𝓮»پارت=31ــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

«𝓐𝓭𝓭𝓲𝓬𝓽𝓲𝓸𝓷 𝓽𝓸 𝓵𝓸𝓿𝓮»پارت=30ــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط