{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝐁𝐋𝐎𝐎𝐃 𝐏𝐀𝐂𝐓

𝐁𝐋𝐎𝐎𝐃 𝐏𝐀𝐂𝐓
Part 8

صبح...

نور خورشید از لای پرده‌ها داخل اتاق افتاده بود.

هان با صدای در از خواب بیدار شد.
تق... تق...

هان: بیا تو.

در باز شد.
فلیکس با یک سینی صبحانه وارد شد.
فلیکس: صبح بخیر.

هان: اگر زندانی رو صبحونه بدن، اسمش صبح بخیره؟

فلیکس خندید.
فلیکس: رئیس گفته بعد از صبحونه آماده شی.

هان: بازم نگفت برای چی؟

فلیکس سرش را تکان داد.
فلیکس: وقتی رئیس چیزی رو نمیگه .. یعنی وقت گفتنش نرسیده.

هان با اخم لقمه‌ای برداشت.
هان: همه‌تون همین‌قدر مرموزین؟

فلیکس: نه... فقط اون.

...

چند دقیقه بعد...

هان لباس خوابشو عوض کرد از اتاق بیرون آمد.

هیونجین کنار راهرو منتظرش بود.
هیونجین: بیا.

هان همراهش راه افتاد.

این بار به‌جای رفتن به دفتر مینهو، وارد آسانسوری شدند که مستقیم به پارکینگ می‌رسید.

چند ماشین مشکی آنجا پارک بود.
مینهو کنار یکی از ماشین‌ها ایستاده بود.
با دیدن هان، فقط گفت:
مینهو: سوار شو.

هان: اگر نشم چی؟

مینهو کلید ماشین را داخل جیبش گذاشت.
مینهو: اون‌وقت این فرصت رو از دست میدی.

هان: چه فرصتی؟

مینهو بدون اینکه جواب بدهد، پشت فرمان نشست.
هان با غرغر درِ ماشین را باز کرد و کنار او نشست.
ماشین از ساختمان خارج شد.
چند دقیقه هیچ‌کدام حرفی نزدند.
هان از پنجره بیرون را نگاه می‌کرد.

ناگهان ماشین جلوی یک رستوران کوچک و قدیمی ایستاد.
هان با تعجب برگشت.
هان: ...اینجا؟

مینهو کمربندش را باز کرد.
مینهو: پیاده شو.

هان: قرار نبود منو ببری بازجویی؟

مینهو: نه.

هان: پس؟

مینهو برای اولین بار مستقیم به او نگاه کرد.
مینهو: گفتی از غذای اونجا خوشت نمیاد.

هان چند لحظه ساکت ماند.
یادش آمد...
فقط یک بار، جلوی فلیکس غر زده بود که غذای عمارت بی‌مزه است.

هیچ‌وقت فکر نمی‌کرد مینهو شنیده باشد.
هان با خودش گفت : ...این آدم حتی به این چیزا هم دقت می‌کنه؟

مینهو از ماشین پیاده شد.
قبل از اینکه در را ببندد، فقط گفت:
مینهو: اگر قراره اینجا بمونی... لازم نیست هر روز از همه‌چیز ناراضی باشی.

هان به او خیره ماند...
و برای اولین بار، مطمئن نبود پشت آن چهره‌ی سرد، واقعاً چه می‌گذرد.


پایان پارت ۸



#فیک
#مینسونگ
#هیونلیکس
#استری_کیدز
#استی
دیدگاه ها (۰)

𝐁𝐋𝐎𝐎𝐃 𝐏𝐀𝐂𝐓Part 7هان هنوز جلوی در ایستاده بود.چند بار دیگه دس...

𝐁𝐋𝐎𝐎𝐃 𝐏𝐀𝐂𝐓Part 6هیونجین چند لحظه به هان خیره ماند.بعد خیلی آ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط