روزهای عجیبیه

روزهای عجیبیه
هم زود میگذره، هم اصلا نمیگذره
حس مرده متحرک دارم. نمیدونم چیکار کنم، فقط خودمو مجبور به انجام یه سری کارها میکنم تا بگذره.  خیلی دلم گرفته، خیلی زیاد! از اینکه هر روز باید بیدار شم و با شستن صورتم حس گند اون لحظه م رو هم به زور بشورم و ادای آدمای خوش و خونسرد رو دربیارم متنفرم. دلم میخواد داد بزنم تا همه بفهمن چه حالی دارم و چی تو دلم میگذره. دلم میخواد وقتی بیدار میشم و حس مردن دارم، با خیال راحت چشمامو ببندم و دوباره بخوابم و دغدغه کار و مسئولیت های مزخرفی که رو دوشمه رو نداشته باشم. دلم میخواد یه مدت بی مسئولیت باشم و کسی هیچ توقعی ازم نداشته باشه. دلم میخواد یکی هوامو داشته باشه و مراقبم باشه.
دلم میخواد نباشم، وجود داشتن خیلی سخته

#دلنوشته_های_من
#خاص #عاشقانه
#ستایش_قلب_سربی
دیدگاه ها (۰)

گاهی خودمم نمی‌دونم دقیقاً چه حسی دارمفقط می‌دونم یه چیزی تو...

ㅤㅤㅤㅤㅤㅤ𝖠𝖼𝗁è𝗍𝖾 𝗆𝗈𝗂 𝗎𝗇 𝗌𝖺𝖼 𝖢𝗁𝖺𝗇𝖾𝗅l  ۪ׅ  ࣭࣪𝂅𖹭 🇨🇵ㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤ𝖨'𝖫𝖫  𝖬𝖠𝖪...

پارت ۱۰

part 68صبح//نامجون اولین کسی بود که بیدار شد بعد از اونم یون...

گاهی دلم برای خودم می‌سوزه؛ برای تمام لحظه‌هایی که لبخند زدم...

وقتی عضو هشتم بودی🩶پارت ۲بعد از تمرین توی تایم استراحت تصمیم...

وقتی پدرخوانده ات بود❤️پارت ۳(last part)_هعی+چی شده؟_میچا......

همین که | ت | هر صبح درخیال منی حال هر روز من خوب

واکنش پسرای توکیو ریونجرز اگه بهشون اعتراف کنی عاشقشی

پارت سهویو تهدرسته زیاده روی کردم یون داشت گریه میکرد منم رف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط