{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ازسریداستانهایمن

#ازسری‌داستانهای‌من:
‏یه بار از مدرسه فرار کردم،
از هیجان شاشم گرفت
دوباره برگشتم مدرسه رفتم دستشویی،
عملیات شکست خورد☹😂😂
دیدگاه ها (۱)

میدونی اینا تحقیرت میکنن و چیزایی رو بهت نسبت میدن که نیستی ...

#ازسری‌داستانهای‌من:عاغا همسایمون در زد منم رفتم دم در گفتم ...

گفت: "خوبم‍ خوبم‍ دیگه‍ برام‍ مهم‍ ‍نیست!"‍و ‍زد ‍زیر گریه‍(...

دوست‌داشتنتاگه‌بوداشت‌،بوی‌نازنگی‌میداد:) #ShahreSher

شوهر یا ارباب

گفت: حالا که شرایط اینجوریه و فرصت ها غنیمتن، گذشته رو فرامو...

#گـیـسـویـ اربــابــ . . ."🥵🧡 "#𝐏𝐀𝐑𝐓.16بعد از لمبوندن غذا د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط