{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

و تو

و تو
آن شعر محالی که هنوز
با دو صد دلهره در حسرت آغاز توام
چشم بگشای و مرا باز صدا کن
" ای عشق"
که من از لهجه ی چشمان تو 
شاعر بشوم
و تو را سطر به سطر
و تو را بیت به بیت
و تو را عشق به عشق ...
شاید این بار تو را پیش تو 
با مرگ خود آغاز کنم ...

#حمید_مصدق
دیدگاه ها (۱۴)

فراتر از خویش

تو بگو دل که بـه آهنــگِ دلت ســاز کنم تو بگو عشق که مـن عــ...

عاشقانه های شبنم

اگر روزی میان من و تو آخرین واژه هم خاموش شد اگر نامم برای ت...

عاشقانه های شبنم

.      شب بود و ماه بود و خیابان و..کاش تو      باران و ...

ای عشق! ای عمیق‌ترین احتیاج‌هادرمان دردها و خود از بی علاج‌ه...

عاشقانه های شبنم

وقتی لب تو خنده زد

گُفْتَم رَها کُن جانِ مَن، گُفْتِی کِه آزَادِی مَگَر؟گُفْتَم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط