{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در زلال قلبم

در زلال قلبم
تصویری آبی و ارغوانی از خیالت
نقش می بندد ..
استعاره ای هستی از
مهربانی و استقامت ..
اینبار خود را چون کودکی می بینم که پدرش بالای شانه ها گرفته و به هوا می اندازد ..
آنقدر به عشقت ایمان دارم
که از افتادن نمی هراسم
و با تصویر خیالی تو
می خندم و عشق بازی میکنم ..
جان من
اینبار که مرا
آن بالا ببینی
کمی درنگ خواهم کرد
و بر فراز قله های یقین ام به بودنت
ماه خواهم شد ..
دیدگاه ها (۰)

با مدعی مگویید اسرار عشق و مستیتا بی‌خبر بمیرد در درد خودپرس...

بشکست مرا پشت‘ ز سردی که به من کردمن شاخه‌ی گل بودم و او برف...

مجال بوسه به لب‌‌های خویشتن بدهیمکه این بلیغ‌ترین مبحث شناسا...

گر شود آن رویِ روشن جلوه‌گر هنگام صبحپیش رخسارت کسی بر لب نی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط