{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خانم شماره بدم

خانم شماره بدم
خانم شماره بدم
خانوووووووم....شــماره بدم؟؟؟؟؟؟
خانوم خوشــــــگله برسونمت؟؟؟؟؟؟؟
خوشــــگله چن لحظه از وقتتو به مــــا میدی؟؟؟؟؟؟
اینها جملاتی بود که دخترک در طول مســیر خوابگاه تا دانشگاه می شنید!
بیچــاره اصـلا" اهل این حرفـــــها نبود...این قضیه به شدت آزارش می داد
تا جایی که چند بار تصـــمیم گرفت بی خیــال درس و مــدرک شود و به محـــل زندگیش بازگردد.

روزی به امامزاده ی نزدیک دانشگاه رفت...
شـاید می خواست گله کند از وضعیت آن شهر لعنتی....!
دخترک وارد حیاط امامزاده شد...خسته... انگار فقط آمده بود گریه کند...
دردش گفتنی نبود....!!!!
دیدگاه ها (۱۱)

تو کجایی ؟شده ام باز هواییچه شود جمعه ی این هفته بیایی ؟به ج...

ﺷﻬﻴﺪ ﻣﻬﺪﻱ ﻧﻮﺭﻭﺯﻱ ﺩﺭ اﺳﺘﻘﺒﺎﻝ اﺯ ﺁﻗﺎ

طرف اومد جلو بهم گفت:مگه شما نمی گین سلم لمن سالمکم و حرب لم...

یا مهدی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط