عکاس خودممم^__^
عکاس خودممم^__^
عجله داشتم
تندتند راه میرفتم
که محکم به چیزی خوردم.
آدم بود!
منتظر بودم بگوید : کوری؟!
دستش را بطرفم دراز کرد
با من دست داد؛
و لبخندی زد!
به گمانم " انسان " بود.
#چهارشنبه_سوری
#آتش
#عید
عجله داشتم
تندتند راه میرفتم
که محکم به چیزی خوردم.
آدم بود!
منتظر بودم بگوید : کوری؟!
دستش را بطرفم دراز کرد
با من دست داد؛
و لبخندی زد!
به گمانم " انسان " بود.
#چهارشنبه_سوری
#آتش
#عید
- ۸۵۴
- ۲۸ اسفند ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط