سرد برای من
سرد برای من
پارت ۲۴
+چ....چیکار....میک.......
که حرفش با قرار گرفتن لی های نرم کوک روی لب هاش نصفه موند
ا.ت از این وضعیت ناراحت نبود، بلکه خوشش هم میومد ولی نباید میزاشت کوک به راحتی این کار رو باهاش بکنه، نباید روز ببخشتش
ا.ت هی به سینه کوک ضربه میزد ولی ا.ت کوچیک ها زورش به کوک نمیرسید
+نکن........(لای بوسه)
ولی با چنگی که کوک به نشونه همکاری به کمر ا.ت زد باعث ناله ا.ت شد و توی دهن کوک خفه شد
بعداز چند مین که بالاخره کوک نفس کم آورد ازش جدا شد و خمار به چشم های رنگین ا.ت نگاه کرد
-چرا این همه رنگ چشمات قشنگه
که ا.ت از فرصت استفاده میکنه و از دست کوک فرار میکنه
ویو ۱ ساعت بعد..............
ا.ت وسایل هاشو بر میداره و راهی خونه شون میشه ولی وقتی که به دم در خونه شون میرسه تا میخواد کلید رو بندازه دم در احساس میکنه یه دستمال کاغذی جلوی صورتش قرار گرفت و سیاهی........
ا.ت ویو............
با حس سر درد از خواب پاشدم و دیدم خونه نیستم
توی یه اتاق داغون بودم و به صندلی بسته شدم که صدایی پشت سرم شنیدم: پس بالاخره پاشدی
دهنم بسته بود فقط ممممممم میکردم تا ولم کنه
مرده اومد جلوم و دیدم
زارتتتتت!
زرشککککک!
این که.....
نگو.......
نکن.......
تو......؟
که دستمال رو از جلوی دهنم باز کرد و گفت:
به به خانم ا.ت چه خبر؟
+تووو.......؟ تو عوضیییی چی میخوای از جون منننن؟
......... : آروم باش عزیزم، آروم بودن اینجا به نفعته(یه بوسه ریز میزاره روی لب ا.ت)
+نکن روانییی، به من دست نزننن!(داد)
.......... : آخی، کوچولوم ترسید؟
+مرتیکه دوقطبی چند شخصیتی
ادامه دارد...........
بهنظرتون اونی که ا.تو دزدیده کیه؟
پارت ۲۴
+چ....چیکار....میک.......
که حرفش با قرار گرفتن لی های نرم کوک روی لب هاش نصفه موند
ا.ت از این وضعیت ناراحت نبود، بلکه خوشش هم میومد ولی نباید میزاشت کوک به راحتی این کار رو باهاش بکنه، نباید روز ببخشتش
ا.ت هی به سینه کوک ضربه میزد ولی ا.ت کوچیک ها زورش به کوک نمیرسید
+نکن........(لای بوسه)
ولی با چنگی که کوک به نشونه همکاری به کمر ا.ت زد باعث ناله ا.ت شد و توی دهن کوک خفه شد
بعداز چند مین که بالاخره کوک نفس کم آورد ازش جدا شد و خمار به چشم های رنگین ا.ت نگاه کرد
-چرا این همه رنگ چشمات قشنگه
که ا.ت از فرصت استفاده میکنه و از دست کوک فرار میکنه
ویو ۱ ساعت بعد..............
ا.ت وسایل هاشو بر میداره و راهی خونه شون میشه ولی وقتی که به دم در خونه شون میرسه تا میخواد کلید رو بندازه دم در احساس میکنه یه دستمال کاغذی جلوی صورتش قرار گرفت و سیاهی........
ا.ت ویو............
با حس سر درد از خواب پاشدم و دیدم خونه نیستم
توی یه اتاق داغون بودم و به صندلی بسته شدم که صدایی پشت سرم شنیدم: پس بالاخره پاشدی
دهنم بسته بود فقط ممممممم میکردم تا ولم کنه
مرده اومد جلوم و دیدم
زارتتتتت!
زرشککککک!
این که.....
نگو.......
نکن.......
تو......؟
که دستمال رو از جلوی دهنم باز کرد و گفت:
به به خانم ا.ت چه خبر؟
+تووو.......؟ تو عوضیییی چی میخوای از جون منننن؟
......... : آروم باش عزیزم، آروم بودن اینجا به نفعته(یه بوسه ریز میزاره روی لب ا.ت)
+نکن روانییی، به من دست نزننن!(داد)
.......... : آخی، کوچولوم ترسید؟
+مرتیکه دوقطبی چند شخصیتی
ادامه دارد...........
بهنظرتون اونی که ا.تو دزدیده کیه؟
- ۵۶۲
- ۰۷ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط