قسمت دوم
قسمت دوم
کارآمدی رهبری دینی در جایگاه
" تکیه گاه و گرانیگاه" /
از تجربه میرزای شیرازی ، امام خمینی ، سیدحسن نصرالله ، آیت الله سیستانی تا تجربه موفق امام خامنه ای در دفاع مقدس ۱۲ روزه/
فتوحات بعد از لیله المبیت و اختفاء تاکتیکی رهبر انقلاب در حال آشکار شدن است و حضور مقتدرانه رهبر انقلاب در مراسم عزاداری حضرت اباعبدالله الحسین(ع) در حسینیه امام خمینی در شب عاشورا امواج بزرگی از شور و شعف در میان ایرانیان و حتی فراتر از ایرانیان و در بین دوستداران ایران و اسلام و انقلاب اسلامی در خارج از مرزها ایجاد کرد و ماشین جنگ روانی دشمن را که برای جبران ناکامی در جنگ نظامی با شدت و گستردگی در میدان تبلیغات عمل میکرد به گل نشاند.
این شور و شعف اجتماعی بازتاب نوع نگاه اجتماعی به رهبری دینی است که در جنگ ۱۲ روزه و جنگ روانی پساجنگ به عنوان یک واقعیت از آن رونمایی شد و در یک کلمه به نام «تکیهگاه» و «گرانیگاه» جامعه قابل صورتبندی است. تکیهگاه به معنایی که روز خطر میداندار و مقتدر است و به همین جهت قابل تکیه است و گرانیگاه و مرکز ثقل به این معنا که همه بخشهای مختلف اجتماعی و نظامی و سیاسی یک جامعه را در پیوند یکدیگر همافزا و قابل کاربست مؤثر میکند، آنچنان که در این جنگ ۱۲ روزه دیده شد.
در جنگ ۱۲ روزه خصوصاً ۲۴ ساعت اول، رهبری دینی در دل یکی از پیچیدهترین و در عین حال سهمگینترین بحرانها به آزمون گذاشته شد. نیرومندترین قدرتهای مادی که بشر تا به امروز به خود دیده است با یک تهاجم غافلگیرکننده نظامی، شوکی به جامعه و سیستم سیاسی وارد کرد و انتظار داشت با از کار انداختن بنیاد نظامی و در پی آن ناتوانی سیستم سیاسی در بازیابی خود و در امتداد آن انفعال اجتماعی، تسلیم و یا شاید براندازی جمهوری اسلامی را جشن بگیرد اما پایانبندی این بحرانافکنی و تهدیدسازی به کلی تغییر کرد و برخلاف انتظار آنها در کمتر از ۲۴ ساعت به این تهدیدات، پاسخ مؤثر و تهاجمی داده شد و بی شک رهبری دینی محور این موازنهسازی و تهدیدزدایی از موجودیت ایران و انقلاب است.
سؤال این است که رهبری دینی واجد چه خصلتی است که آن را با دیگر مقامات عالی رتبه یا فرماندهان کل قوا در جهان متفاوت میکند؟
این تفاوت به شکل خلاصه و به عبارت کوتاه این است که رهبری دینی برای تصمیم و برای اقدام و برای مواجهه با مسائل خصوصاً در شرایط بحران، تنها متکی به امکانات و ابزارهای مادی نیست که وقتی در شرایط تهدید مثل جنگ ۱۲ روزه اخیر، سیستم نظامی دچار ضعف یا استفادهناپذیری شد یا در جنگ روانی پرحجم، از هم بپاشد و احساس بیقدرتی و ناتوانی و استیصال و بن بست کند.رهبری دینی اساسا بن بست و انسداد ندارد.
کارآمدی رهبری دینی در جایگاه
" تکیه گاه و گرانیگاه" /
از تجربه میرزای شیرازی ، امام خمینی ، سیدحسن نصرالله ، آیت الله سیستانی تا تجربه موفق امام خامنه ای در دفاع مقدس ۱۲ روزه/
فتوحات بعد از لیله المبیت و اختفاء تاکتیکی رهبر انقلاب در حال آشکار شدن است و حضور مقتدرانه رهبر انقلاب در مراسم عزاداری حضرت اباعبدالله الحسین(ع) در حسینیه امام خمینی در شب عاشورا امواج بزرگی از شور و شعف در میان ایرانیان و حتی فراتر از ایرانیان و در بین دوستداران ایران و اسلام و انقلاب اسلامی در خارج از مرزها ایجاد کرد و ماشین جنگ روانی دشمن را که برای جبران ناکامی در جنگ نظامی با شدت و گستردگی در میدان تبلیغات عمل میکرد به گل نشاند.
این شور و شعف اجتماعی بازتاب نوع نگاه اجتماعی به رهبری دینی است که در جنگ ۱۲ روزه و جنگ روانی پساجنگ به عنوان یک واقعیت از آن رونمایی شد و در یک کلمه به نام «تکیهگاه» و «گرانیگاه» جامعه قابل صورتبندی است. تکیهگاه به معنایی که روز خطر میداندار و مقتدر است و به همین جهت قابل تکیه است و گرانیگاه و مرکز ثقل به این معنا که همه بخشهای مختلف اجتماعی و نظامی و سیاسی یک جامعه را در پیوند یکدیگر همافزا و قابل کاربست مؤثر میکند، آنچنان که در این جنگ ۱۲ روزه دیده شد.
در جنگ ۱۲ روزه خصوصاً ۲۴ ساعت اول، رهبری دینی در دل یکی از پیچیدهترین و در عین حال سهمگینترین بحرانها به آزمون گذاشته شد. نیرومندترین قدرتهای مادی که بشر تا به امروز به خود دیده است با یک تهاجم غافلگیرکننده نظامی، شوکی به جامعه و سیستم سیاسی وارد کرد و انتظار داشت با از کار انداختن بنیاد نظامی و در پی آن ناتوانی سیستم سیاسی در بازیابی خود و در امتداد آن انفعال اجتماعی، تسلیم و یا شاید براندازی جمهوری اسلامی را جشن بگیرد اما پایانبندی این بحرانافکنی و تهدیدسازی به کلی تغییر کرد و برخلاف انتظار آنها در کمتر از ۲۴ ساعت به این تهدیدات، پاسخ مؤثر و تهاجمی داده شد و بی شک رهبری دینی محور این موازنهسازی و تهدیدزدایی از موجودیت ایران و انقلاب است.
سؤال این است که رهبری دینی واجد چه خصلتی است که آن را با دیگر مقامات عالی رتبه یا فرماندهان کل قوا در جهان متفاوت میکند؟
این تفاوت به شکل خلاصه و به عبارت کوتاه این است که رهبری دینی برای تصمیم و برای اقدام و برای مواجهه با مسائل خصوصاً در شرایط بحران، تنها متکی به امکانات و ابزارهای مادی نیست که وقتی در شرایط تهدید مثل جنگ ۱۲ روزه اخیر، سیستم نظامی دچار ضعف یا استفادهناپذیری شد یا در جنگ روانی پرحجم، از هم بپاشد و احساس بیقدرتی و ناتوانی و استیصال و بن بست کند.رهبری دینی اساسا بن بست و انسداد ندارد.
- ۱۷۱
- ۱۶ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط