گفتیم نبینید ، نوشتند حسودیم
گفتیم نبینید ، نوشتند حسودیم
افسوس که خود لایق دیدار نبودیم
او سبز شد و سرخ ترین غنچه ی دل شد
در حسرت بوئیدن این غنچه سرودیم.....
ای غنچه ی لب سرخ، دمی همدم ما باش
در ما بدم ای عشق، که از غصه کبودیم
تو در بر بیگانه نشستی و ببین ما
در بستر غم با جگرِ پاره، غنودیم
ای قالی زربافته، ما را نگهی کن
بیگانه نبودیم که بر دار تو، پودیم
ای کاش که این شعر به گوشش برسانند
ای وای که ما بانگ خوشش را نشنودیم
افسوس که خود لایق دیدار نبودیم
او سبز شد و سرخ ترین غنچه ی دل شد
در حسرت بوئیدن این غنچه سرودیم.....
ای غنچه ی لب سرخ، دمی همدم ما باش
در ما بدم ای عشق، که از غصه کبودیم
تو در بر بیگانه نشستی و ببین ما
در بستر غم با جگرِ پاره، غنودیم
ای قالی زربافته، ما را نگهی کن
بیگانه نبودیم که بر دار تو، پودیم
ای کاش که این شعر به گوشش برسانند
ای وای که ما بانگ خوشش را نشنودیم
- ۶۸۱
- ۰۷ دی ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط