{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرورگر شما از پخش ویدیو پشتیبانی نمی‌کند.

مرورگر شما از پخش ویدیو پشتیبانی نمی‌کند.

ما نه از مرگ میترسیم و نه از جنگ

ما نه از مرگ میترسیم و نه از جنگ
ما از این ماندن بی پایان در انفرادی وطنی میترسیم
که نگهبانانش هم زبان ما هستند
اما زبان ما را نمیفهمند .......

ما دیگه از جنگ نمی ترسیم ترس برای وقتی بود که فکر میکردیم زندگی آرومه و جنگ یک اتفاق دوره ما خیلی وقته وسط جنگیم...

جنگ با حسرتهایی که هر شب قبل خواب میاد سراغمون جنگ با آرزوهایی که هر سال کوچیک تر میشن جنگ با عددهای روی قیمتها، با دلار، با تورم، با فردایی که هر روز نامعلوم تره جنگ با با رؤیاهایی که یکی یکی جلوی چشم هامون خاک میشن جنگ با جیب خالی، با شرمندگی آرزوها با لبخندی که زورکیه تا نفهمن چقدر خسته ایم گاهی فکر میکنم کاش همه جنگها مثل همون جنگهایی بود که تو اخبار میبینیم... یک صدای مهیب، یک انفجار و تمام
نه این جنگ آروم و بی صدا
که هر روز تکه ای از آدم رو می کنه
و میزاره گوشه ی تقویم یک روز دیگه...
دیدگاه ها (۲)

گمان کردند صدایتان به سکوت می رسد؛اما شما ترانه ای شدید در گ...

تو نُتِ سُکوتیدَر میانِ سَمفونیِ شُلوغی؛هیچ صِدایی نَداریاما...

😂

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط