{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می گذارمَت روی چشمانم...

می گذارمَت روی چشمانم...
و این شهر را با تو قدم می زنم ...
مجبورشان می کنم ...
تا برایِ دوست داشتنمان اسپند دود کنند!
کور شود چشمِ حسودان...
لال شود زبانِ بدخواهان...
#علی_قاضی_نظام
دیدگاه ها (۱)

دهانت را که می بندی ...چشم هایت حرف می زنند ...آن گاه باد و ...

برای نگاهی ، دنیا رابرای لبخندی، آسمان را...برای بوسه‌ای...ن...

من بعد از تو با این مسئله که دیگر کسی را دوست نداشته باشم ، ...

‌تا قبل از در آغوش گرفتنشگمان می‌کردمزندگی فقط زنده بودن است...

می گذارمت رو چشمام و این شهر را با (((تووو))) قدم میزنم م...

طبیعت

ستاره پوش مخملی خون رگ به رگ شده از زبان ستاره پوش part47

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط